محمد ابراهيمى وركيانى

94

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

بازگشت پيامبر ( ص ) به مكه بازگشت پيامبر ( ص ) از طائف بدون دريافت پاسخى اميدواركننده ( جز از ناحيه غلامى مسيحى ، درحقيقت مصداق روشنى براى اين آيه بود : به هنگامى كه پيامبران الهى نااميد شدند و گمان كردند كه مورد انكار واقع شده و راهى براى موفقيت برايشان نيست ، در اين حالت نااميدى نصرت ما آنان را شامل شد و از بن‌بست نجات يافتند . « 1 » پيامبراكرم كه در مكه پس از مرگ ابوطالب ( ع ) حامى و مدافعى قدرتمند نداشت ، تصميم گرفت به مطعم بن عدى پناهنده شود . ازاين‌رو ، مردى خزاعى را به‌سوى مطعم فرستاد و چون از وى پاسخ مثبت شنيد ، به دو پناه برد . مطعم بن عدى اظهار داشت كه بايد مردم مكه بدانند كه من به تو پناه داده‌ام براى اين كار نيز بايد با يكديگر به مسجدالحرام برويم تا آنجا من در جمع سران قريش اين مطلب را اعلام نمايم . پيامبر ( ص ) پذيرفت و همراه مطعم و فرزندانش به طواف خانهء كعبه رفت . ابوسفيان و ديگر افرادى كه منتظر فرصتى مناسب بودند ، با مشاهدهء اين صحنه سخت ناراحت شدند ، ولى احترام به اصل پناهندگى ، آنان را از هرگونه برخورد با پيامبر بازمىداشت . پيامبراكرم ( ص ) از آن پس در مراسم حج و ماه‌هاى حرام ( ذيقعده ، ذيحجه ، محرم و رجب ) در ميان مردم قبايلى كه از سراسر جزيرةالعرب براى زيارت خانه خدا و تجارت به مكه مىآمدند ، رسالت خود را عرضه مىكرد و با واكنش‌هاى متفاوتى مواجه مىشد ، تا اينكه روزى در محل عقبه در سرزمين منا با گروهى از مردم خزرج از اهالى يثرب روبه‌رو گشت . آنان كه از يهوديان مدينه خبر بعثت قريب‌الوقوع پيامبرى بعد از موسى را شنيده بودند ، او را همان پيامبر موعود دانستند و به او ايمان آوردند . بدين‌ترتيب با ايمان آنان شرايط براى هجرت به يثرب فراهم آمد . « 2 »

--> ( 1 ) . حَتَّى إِذَا اسْتَيئَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا . ( يوسف ( 12 ) : 110 ) ( 2 ) . بنگريد به : ابن‌هشام ، السيرة النبويه ، ج 2 ، ص 51 ؛ سبحانى ، فروغ ابديت ، ج 1 ، ص 401 ؛ نويرى ، نهاية الأرب ، ج 1 ، ص 289 .